گفتا تو از کجایی کاشفته مینمایی؟
گفتم منم غریبی از شهر آشنایی
گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری؟
گفتم بر آستانت دارم سر گدایی
گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی؟
گفتم که خوش نوایی از باغ بی نوایی
گفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی
گفتم به می پرستی جستم ز خود رهایی
گفتا جویی نیرزی گر زهد و توبه ورزی
گفتم که توبه کردم از زهد و پارسایی
گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی؟
گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربایی
گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم
گفتم به از ترنجی لیکن بدست نایی
گفتا چرا چو ذره با مهر عشق بازی
گفتم از آن که هستم سر گشته ای هوایی
گفتا بگو خواجو در چشم ما چه بیند ؟
گفتم حدیث مستان سری بود خدایی
می روم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی بر خوردهای سرد را
سوختم خاکسترم را باد برد
...
بهترين یارم مرا از ياد برد
..
افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود،همیشه یکی بود و یکی نبود
همیشه انقدرساده نرو ومگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن ........شاید کسی در پی تو میدود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند ........و تو هیچ وقت او را ندیدها ای
آنگاه كه ... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني؛ به خاطر بياور كه... زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است
نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست
.
بگو با ديگران بوديم و رفتيم
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت تو به سیرت تو می نگرد . به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد باشه
.
بی تو اینجا نا تمام افتاده ام
پخته ای بودم که خام افتاده ام
گفته بودی تا که عاقل تر شوم
آه،می خواهی مگر کافر شوم
زمانی که متولد شدم یکی تو گوشم گفت تا آخر عمر با تو هستم،خندیدم و گفتم تو
کی هستی: گفت غم و تنهایی
تاکه بودیم نبودیم کسی
بود ما را غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر آن آینه بدان که هست
نه در آن لحظه که اوفتاد و شکست
دوری عشق های کوچک را از بین می برد ولی به عشق های بزرگ عظمت می بخشد مثل باد که کبریت را خاموش می کند ولی شعله های آتش زا بزرگتر میکند
بگذاشتیم٬غم تو مگذاشت مرا
حقا که غمت از تو وفادار تر است
گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق توولي فاصله اي نيست گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت جز عشق تودر خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست
شبی پرسیدمش بابیقراری به غیر ازمن کسی رادوست داری؟
دوچشمش ازخجالت برهم افتاد میان گریه خویش گفت آری.........
پايان هر عشق وصل نيست! شادي نيست! گاهي جدايي و غم و حسرت است. پس از عشق پرهيز كن ! حيف است ، مگذار قلب پاك و مهربانت با غبار عشق آلوده گردد، حيف است چشمان سياه و زيباي تو روزي براي غم جدايي اشكبار شود
محبت ره به دل دادن صفای سینه میخواهد به یاد یکدگر بودن دلی بی کینه
میخواهد اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا ان است که نامت را همیشه بر زبان دارم
وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم
عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری
چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد
کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم
ویلیام شکسپیر میگه : زمانی که فکر می کنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری
یکی یه گوشه دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری می کنه
این عشقی که به من بخشیدی برای همیشه زنده خواهد ماند تو همیشه آنجا
هستی ،هنگامیکه فرو افتم ضعف مرا می ستانی و به من نیرو وقدرت می بخشی
و برای همیشه دوستت خواهم داشت و در کنارت می مانم همچو فانوسی در تاریکترین شبها بالهایی خواهم بود، که در طول پرواز یاری ات خواهم کرد و در طوفان
سر کش ،سر پناهی برای تو خواهم بود
اگه تورو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم می خواد منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره هارو میشمورم
منو ببخش اگه بهت خیلی میگم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل میچینم
منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب می بینم
اگه تورو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
منو ببخش اگه واسه چشایه تو خیلی کمم
تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم
منو ببخش اگه برات میمیرمو زنده میشم
اگه با دیوونه ای یام پیش تو شرمنده میشم
منو ببخش اگه همش میسپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما
منو ببحش من نمی خوام تو رو به ماه نشون بدم
نشونیتو نه به شبو نه دست آسمون بدم
منو ببخش اگه می خوام تو رو فقط واسه خودم
ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم
گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کنان نغمه سر دهم که… من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم
برای آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنیم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو
)
بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم
خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش میدوی پرواز میکنه اما وقتی وایسی میاد رو سرت میشینه
سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا
تو بارانی من باران پرستم تودریایی من امواج تو هستم اگرروزی بپرسی باز گویم: تو من هستی و من نقش تو هستم
من میرم ...من میرم ولی یادم نمیره ...یادم نمیره اون روزایی که با هم بودیم ... اون روزایی که خوش بودیم
من میرم... من میرم ولی یادم نمیره ...یادم نمیره اون روزای تلخ رو...اون روزی که دست تو رو شد برام اون روزی که منو تحقیر میکردی ...به رو خودت نمیاوردی ولی از چشات معلوم بود
من به تو چیزی نگفتم ولی تو منو بارم کردی
بلبلی شیفته میگفت به گل که جمال تو چراغ چمن است گفت، امروز که زیبا و خوشم رخ من شاهد هر انجمن است چونکه فردا شد و پژمرده شدم کیست آنکس که هواخواه من است بتن، این پیرهن دلکش من چو گه شام بیائی، کفن است حرف امروز چه گوئی، فرداست که تو را بر گل دیگر وطن است همه جا بوی خوش و روی نکوست همه جا سرو و گل و یاسمن است عشق آنست که در دل گنجد سخن است آنکه همی بر دهن است بهر معشوقه بمیرد عاشق کار باید، سخن است این، سخن است میشناسیم حقیقت ز مجاز چون تو، بسیار درین نارون است
بزرگ بود
و از اهالي امروز بود
و با تمام افق هاي باز نسبت داشت
و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد.
صداش
به شكل حزن پريشان واقعيت بود.
و پلك هاش
مسير نبض عناصر را
به ما نشان داد.
و دست هاش
هواي صاف سخاوت را
ورق زد
و مهرباني را
به سمت ما كوچاند.
به شكل خلوت خود بود
و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را
براي آينه تفسير كرد.
و او به شيوه باران پر از طراوت تكرار بود.
و او به سبك درخت
ميان عافيت نور منتشر مي شد.
هميشه كودكي باد را صدا مي كرد.
هميشه رشته صحبت را
به چفت آب گره مي زد.
براي ما، يك شب
سجود سبز محبت را
چنان صريح ادا كرد
كه ما به عاطفه سطح خاك دست كشيديم
و مثل لهجه يك سطل آب تازه شديم.
و ابرها ديديم
كه با چقدر سبد
براي چيدن يك خوشه بشارت رفت.
ولي نشد
كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند
و رفت تا لب هيچ
و پشت حوصله نورها دراز كشيد
و هيچ فكر نكرد
كه ما ميان پريشاني تلفظ درها
براي خوردن يك سيب
چقدر تنها مانديم.
نمیدونم این چه رسمیه خدا ٬ چقدر غریبی تو زمین
من میخام با این زندگی مبارزه کنم ٬ خدایا توانم بده خدایا به من توان بده تا بتونم جلو این زندگی وایسم
خدایا توانم بده ٬ خدایا راهنماییم کن تا بتونم راهم رو پیدا کنم
خدایا کمکم کن تا بتونم نگهش دارم خودت میدونی خدا جون کیو میگم
خدایا برام نگهش دار خدایا
....
خدایا چند روزه ازش خبر ندارم خدایا ...خدایا
خدایا به من کمک کن به من توان بده به من نیرو بده که جلوی خودش بگم دوسش دارم چون میدونی من قدرت اینو ندارم
خدایا هر جا هست سلامت بدارش
خدایا به من کمک کن ازش خبری ندارم
دلم تنگ است ...دلم تنگ است
خدایا دلم براش تنگ شده
این روزا همه میگن عاشقتیم
این روزا همه میگن دیوونتیم
این روزا به کی میشه اعتماد کرد؟
این روزا مگه میشه اعتماد کرد؟
من میگم همه دروغ میگن به ما
من میگم عاشقی دیوونگیه
من میگم ... نه ما میگیم
اگه عشق نباشه ما میمیریم
اگه معشوق نباشه دل میگیره
اگه عاشق نباشی درمونده ای
اما
........
اما اگه عاشق شدیم
اگه ما عاشق شدیمو عاشقم موندیم
اگه معشوقه ما با ما نساخت
اگه اون نارو زدو با دل نساخت
اگه اون نامردی کردو از پیشمون رفت
اگه اون
........
ما چی کار بکنیم
بزارین من براتون بگم چی کاری بکنین
مثل اون هیچ وقت نباشین
مثل من بهش بی احترامی نکنین
وقتی اون خیانت کرد شما گریه نکنین اگه هم کردین تو دل بکنین
خدایا این چه رسمیه؟
خدایا منو ببر دیگه اینجا جایه من نیست
ولی نه
من میخام بمونمو بجنگم من میتونم بجنگم
خدایا کمکم کن تا بتونم من بجنگم
دلم گرفته ای خدا دنیا برام یه زندونه
ببین تو این دنیای تو کسی با من نمی مونه
می خوام بگم خسته شدم از این همه غریبه ها
چرا نمی شه من بیام پیشه تو ای خدا خدا
به من می گفت دوستم داره اما حالا می گه برو
دیگه حالا تنها شدم دلم گرفته ای خدا
کاشکی می شد بهت بگم که من چقدر دوستش دارم
اما نمی دونم چرا اون دیگه دوستم نداره
می گه که من دوست دارم این کارا واسه خودته
نمی خوام این محبت که با یه دنیا غم باشه
دیشب تا صبح زار می زدم چرا که این طوری شده
حالا می خوام من بمیرم که شاید تورو ببینم
تو اين دنيا من فقط فقط عاشق اون شدم عاشق اون

گردي از راهي نمي خيزد سواران را چه شد. مرده اند از بيم ياران نامداران را چه شد قمريان آخر كجا رفتند ساران را چه شد. جز صداي جغدها چيزي نمي آيد به گوش بلبلان قرقاولان كبكان هزاران را چه شد از هجوم كركسان شوم قلب من گرفت دوستان ما كجا رفتند ياران را چه شد دور تا دور من از دشمن سياهي مي زند روح تابستان و عطر نوبهاران را چه شد هر كجا سوز زمستان است و تاراج خزان تاب اين لشكر شكن كو شهسواران را چه شد زير سم لشكر ضحاك پشت من شكست رستم و گودرز كو اسفندياران را چه شد لشكر توران به قلب سرزمين ما رسيد بخشش هفت آسمان كو باد و باران را چه شد خشكسالي در زمين بيدا و غوغا مي كند
تا حالا شدی مرگ و جلوی چیشاتون بیبینید من دیدم من به خاطر عاشق شدن دیدم و میخوام
اگر شما هم دیدین چیگونه بود ؟
چرا دیدی؟
ایا این ارزوتون بوده؟
اگر ارزوی دیگریهم دارید که میخواین به خاطرش مرگ و بیبینین برام بینویسید تا کمکتون کنم!!!!!!
یکی نیست به خودم کمک کنه
ویلیام شکسپیر
این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد
بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ابراهام لینکلن
من دریافته ام که انسانی هر اندازه که مصمم به خوشبخت زیستن باشد
همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگی خواهد کرد
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
چشمهايي كه ميبيني مهم نيستند
...
مهم نگاهي است كه درون اون چشمها موج ميزنه
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مردمان توانمند در خواب نیز ، رهسپار جاده پیشرفتند
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شکسپیر
فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري ، وبدست بياور چيزي رو كه نمي توني فراموشش كني
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دکتر شریعتی
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم، کمی با کفشهای او راه بروم
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی پنهان است
که بسیار نزدیک به ماست ولی ما کمتر از انجا می گذریم و ان دل خود ماست
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم
.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در مدرسه از نشاط من کم کردند
...
از فرصت ارتباط من کم کردند...
هر وقت به هم عشق تعارف کردیم...
از نمره ی انضباط ما کم کردند...
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شادی بهانه ای برای زندگی ست؛
تمام لحظه هایت سرشار از این بهانه-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در غریبانه ترین لحظه ی تنهایی خود ،
چشمهایم را که در آن دریایی از محبت
موج می زند به تو خواهم بخشید
تا هیچ گاه به پاکی احساسم شک نکنی
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در بی کران دور
بر سنگ سخت گور
خط نوشته بود با جوهر سرشک
* * * آرامگاه عشق * * *
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کاش ماه می دانست
از این همه ستاره و سیاره
تنها یکی مشتری ست....
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من خسته ترین واژه ملموس غروبم کاش در این وسعت سبز یک نفر درد مرا میفهمید
!
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بود شمعی در غم پروانه ای
روشن و تنها به فکر چاره ای
شاپرک پروانه ای در فکر او
آتشی در جان او افکنده بود
درد پروانه ز درد شمع بود
شمع هم از درد پروانه فروزان گشته بود
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سازنده ترین کلمه ((گذشت)) است...آن را تمرین کن. پرمعنی ترین کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عمیق ترین کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بی رحم ترین کلمه(( تنفر)) است...با آن بازی نکن. خودخواهانه ترین کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پایدارترین کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر. بازدارنده ترین کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترین کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. پوچ ترین کلمه((طمع)) است...آن را بکش. سازنده ترین کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا
...
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
زندگی گل سرخی است كه گلبرگهایش خیالی و خارهایش واقعی است
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دیشب دلم هوای تو کرد و تو نبودی چشمانم برای تو بارید و تو نبودی ان یادگاری زیبا برگ گل سرخ تصویر اسم زیبای تو بود تو نبودی چشمانم تمنای نگاه تو میکرد در اتش عشقِ تو بود و تو نبودی آن قامت رعنا که سفر کرد دلم تنها در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی
.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ای شمع آهسته بسوز شب دراز است ********* ای اشک آهسته بریز غم زیاد است
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در پارکینگ خاطراتم چشماتو پارک کردم,بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نری
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یادت باشه ... یادت باشه
یادت باشه !!!
و بالاخره یادت باشه که ...!!! دل تخته ســـــــــــیاه نیست که هر کی اومد روش بنویسه
و هر کس هم رفت بشه اسمشو پاک
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
وقتی که وفا قصه برف به تابستان است و محبت گل نایابیست به چه کسی باید گفت: با تو خوشبخت ترین انسانم!؟
Vaghti ke vafa gheseye barf be tabestan ast va mohabat gole nayabist be che kasi bayad goft : ba to khoshbakht tarin ensanam!?
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی … خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! (شکسپیر
)
Khiyanat tanha in nist ke shab ra ba digari bogzarani … khiyanat mitavanad doroogh doost dashtan bashad
خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری … خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد (شکسپیر
)
Khiyanat tanha in nist ke dastat ra dar khafa dar dast digari bogzari … khiyanat mitavanad jari kardan ashk bar didegan masoomi bashad
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ترس از عشق، ترس از زندگی است، آنان که از عشق می گریزند، مردگانی بیش نیستند. ( برتراند راسل
)
Tars az eshgh , tars az zendegi ast , anan ke az eshgh migorizand , mordegani bish nistand
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کسی که به زور می کوشد دوست داشتنی باشد ، بیش از پیش بیزاری آور می شود (جبران خلیل جبران
)
Kasi ke be zoor mikooshad doost dashtani bashad , bish az pish bizari avar mishavad
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آنقدر از دوست داشتن در هراسیم که شاید اگر زمانی هم عشق به سراغمان بیاید نتوانیم آنرا بشناسیم (لئو بوسکالیا
)
Anghadar az doost dashtan dar harasim ke shayad agar zamani ham eshgh be soragheman biyayad natavanim anra beshenasim
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
.
همیشه در مورد کسانی که دوست می داریم،خود را دو بار می فریبیم، نخست به سود آنها سپس به زیانشان
گويند در بنى اسرائيل ، مردى بود كه مى گفت : من در همه عمر ، خدا را نافرمانى كرده ام و بس گناه و معصيت كه از من سر زده است ؛ اما تاكنون زيانى و كيفرى نديده ام. اگر گناه ، جزا دارد و گناهكار بايد كيفر بيند ، پس چرا ما را كيفرى و عذابى نمى رسد! ؟ در همان روزها ، پيامبر قوم بنى اسرائيل ، نزد آن مرد آمد و گفت : خداوند ، مى فرمايد كه ما تو را عذاب هاى بسيار كرده ايم و تو خود نمى دانى ! آيا تو را از شيرينى عبادت خود ، محروم نكرده ايم ؟ آيا در مناجات را بر روى تو نبسته ايم ؟ آيا اميد به زندگى خوش در آخرت را از تو نگرفته ايم ؟ عذابى بزرگتر و سهمگين تر از اين مى خواهى ؟
ادامه مطلب
۱.كاش بعضي بچه ها را در كودكي شير سگ مي دادند تا در بزرگي با وفا باشند.
۲.نمك بر زخم دل شيرين تر از خواب سحر گردد
گرها خون شود تا يك پسر مثل پدر گردد
پدر از شوق دل در كودكي دست پسر گيرد
به اميد آن روزي كه پسر دست پدر گيرد
۳.دنيا براي احدي پايدار نيست چيزي بجز محبت يادگار نيست.
۴.دوستي فرصت نيست بلكه مسئوليتي است شيرين.......خدايا مي خواستم برايت نامه اي بنويسم اما يادم آمد كه تو نامه ام را پيش از آن كه نوشته باشم خوانده اي ، پس منتظر مي مانم تا جوابم را فرشته اي برايم بياورد.
آن كس كه از اول مي داند به كجا خواهد رفت خيلي دور نخواهد رفت.
۵.بيائيد مثل شهدا به ابديت بپيونديم نه مثل خيلي ها به تاريخ
۶.هر كس براي رسيدن به اهداف خود برنامه ريزي مي كند من وتو براي رسيدن به هدف خلقت چه برنامه اي داريم
۷.آدمها وقتي مي ميرند كه از توي فكرا برن بيرون نه توي چشمها
۸.وقتي اين همه اشتباهات جديد وجود دارد كه مي توان مرتكب شد ، چرا بايد همان قديمي ها را تكرار كرد....
۹.اگر مي توانستم به جواني باز گردم ، باز هم همان اشتباهات را مي كردم اما قدري زودتر....
۱۰.از همه چيز گذشتن و به همه چيز رسيدن مهم نيست . مهم از چه گذشتن و به چه رسيدن است.
گر دست تمناي كسي سوي تو باشد او را مددي كن كه دعا گوي تو باشد.
مهربانا توفيقم نما كه سجاده نشين مهر تو باشم
همه ميگن لطافت بارون ولي من ميگم عشق بازي آسمون (الياس)
اگر چشم راست به چشم چپ اعتماد داشت بيني وسطشون نبود.
لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگار نه حاضريم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند.
هميشه عيب كار اين است كه من آنچه هستم را با آنچه بايد باشم اشتباه مي كنم.
به غم كسي اسيرم كه زمن خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اثر ندارد غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد دل من زغصه خون شد دل تو خبر ندارد.
دوستي مثل ايستادن روي سيمان خيسه هر چي بيشتر بموني رفتنت سخت تر مي شه و اگر رفتي جاي پاهات براي هميشه مي مونه.
هر وقت احساس كردي در اوج قدرتي به حباب فكر كن.
زندگي در گره خاطره هاست ، خاطره ها در گره فاصله هاست، فاصله ها تلخ ترين خاطره هاست.
در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ، ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي.
تنها زماني به عقب برگرد كه بخواهي درسي از گذشته ات بگيري.
به كدامين جرم حكم صبر برايم صادر شد.....
چنان زندگي كن كه كساني كه تو را مي شناسند اما خدا را نمي شناسند به واسطه آشنايي با تو ، با خدا آشنا شوند.
زندگي كردن مثل نامه نوشتن مي مونه بايد مواظب باشي جوري بنويسي كه تميز و خوانا باشه بايد سعي كني روي خط صاف بنويسي وگرنه خطت كج و كوله مي شه مواظب باش تو املاهات غلط نداشته باشي يا اگر داشتي ازش بي اطلاع رد نشي ، چون عادت مي كني به غلط نوشتن اگر چيزي رو اشتباه نوشتي كاغذ تو پاره كن يكي ديگه بنويس يادت نره كه وقتي مياي اينجا ديگه وقت غلط گيري نداري اينجا وقت ، وقت خواندن نامه است .( منظور آخرت است).
باهوش نباش ، عاقل باش زيرا باهوشان دوست دارند همه چيز را خود تجربه كنند اما عاقلان از تجارب ديگران استفاده مي كنند.
خداوندا
! ..... دستانم خالي اند و دلم غرق در آمال ، يا به قدرت بيكرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتني خالي كن.
در
كوي نيك نامان ما را گذر ندادند گر تو نمي پسندي تغيير ده قضا را
گوهر
خود را مزن بر سنگ هر نالايقي صبر كن پيدا شود گوهر شناس لايقي
التماس دعا........
بنام خداوند ويروس گران
رستم و افراسياب
كنون رزم
virusرستم شنو
دگرها شنيدستي اين هم
شنو
كه اسفنديارش يكيdisk داد
بگفتا به رستم كه اي نيكزاد
در اين باشد diskيكيfile ناب
كه بگرفتم ازsiteافراسياب
چنين گفت رستم به
اسفنديار كه من گشنمه نون
سنگك بيار
جوابش چنين داد خندان به
طرف كه من نون سنگك
ندارم به كف
برو حال ميكن بدين diskوهان!
كههم نون و هم اب باشد
در ان
تهمتن روان شد سوي
خانه اششتابان به ديدار
رايانه اش
چو امد به نزد mini towerاش بزد
ضربه بر دكمه power اش
دگر صبر و ارام و طاقت نداش مر
ان diskرا درdriveاش گذاشت
نكرد هيج صبر و نداد هيچ
لفت يكي listازroot ديسكت
گرفت
در ان disk ديدش يكي fileبود
بزد enterانجا واجرا نمود
كز ان يك demoشد از ان عيان
ابا فيلم و موزيك و شرح
و بيان
به ناگه چنان سيستيمش
كردhang كه رستم در
ان ماند مبهوت و منگ
چون رستم دگر باره resetنمود
همي hang وهمان شد كه بود
تهمتن كلافه شد و داد زد ز
بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم را
شنود بيامد كه ليسانس
رايانه بود
بدو گفت رستم همه
مشكلش وز ان diskو برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قيچي و
ريش يكي ديسكbootableاورد پيش
يكي toolkitاندر ان diskبود براورد
ان را و اجرا نمود
همي گشت toolkite.hardاندرش
چوكودك كه گردد پي مادرش
به ناگه يكي رمز virus يافت پي
حذف امضاي ايشان شتافت
يكي زربه زد بر سرش toolkit كه
هرbyteان گشت هشتاد bit
به خاك اندر
virusرا تهمتن به
رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمتن با
شوهرش كه اين بار بگذشت
از پل خرش
دگر باره اما خريت مكن ز
رايانه اصلا تو صحبت مكن
قسم خورد رستم به پروردگار
نگيرد دگر diskاز اسفنديار
امید وارم از این داستان یبرت کامل گرفته باشید لطفا نظر یادتون نره
م
عجزه رنگها
دانستن نکات زیر درباره استفاده بهینه از رنگها خالی از فایده نخواهد بود...
برای لاغر شدن ، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید
. رنگ آبی اشتها را کم میکند
اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید. رنگ سبز
آرامبخش است و فشار خون را کاهش میدهد
اگر بیحال و حوصله هستید، رنگ نارنجی را انتخاب کنید، هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار نارنجی استفاده کنید، رنگ نارنجی بیحالی شما را از بین میبرد
اگر از کم خونی رنج میبرید، میوههای قرمز رنگ مانند گیلاس ، توت فرنگی و گوشت قرمز مصرف کنید
افراد افسرده لباس زرد رنگ بپوشند
. غذاهای زرد بخورند و رنگ زرد را اطراف خود بجویند. رنگ
زرد سطح انرژی را بالا برده و مانع افسردگی میشود
اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را به رنگ بنفش درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش
استفاده کنید
. رنگ بنفش آرامش دهنده و خوابآور است
اگر مشکلی پیش روی شماست، از رنگ نیلی استفاده کنید، رنگ نیلی کمک میکند تا بهتر بیندیشید